در سطوح A1 تا B1، شما ساختار را یاد میگیرید: زمانها، حالتها، جملات پیرو، مجهول، التزامی II. این حجم زیادی از مطالب در زمان کوتاه است. با این حال، در زندگی روزمره، هیچکس از شما نمیپرسد: «التزامی II را توضیح دهید.»، بلکه میگویند: «میتوانید لطفاً آن را تکرار کنید؟»
مکالمه یعنی: درک آنچه منظور است، حتی اگر کسی کلمات را کوتاه کند، سریعتر صحبت کند یا لهجه متفاوتی داشته باشد. برای این کار، شما به درک شنیداری در زمان واقعی و شجاعت برای ادامه صحبت حتی با جملات ناقص نیاز دارید. این مهارتی متفاوت از حفظ کردن قوانین گرامری است.
صحبت کردن زمانی مطمئنتر میشود که ساختارها را به طور منظم در موقعیتهای واقعی به کار ببرید. تکرار، تمرین شنیداری و مکالمات فعال به شما کمک میکند سریعتر واکنش نشان دهید و حتی در سرعتی ناآشنا رشته کلام را حفظ کنید.
به اینها ویژگیهای خاص زبان آلمانی هم اضافه میشود: چهار حالت اسمی، افعال جداشدنی، جدا افتادن اجزای فعل در دو سوی جمله، شکلهای مجهول و وجه التزامی II برای ادب و بیان امور غیرواقعی. بسیاری از زبانآموزان میتوانند قاعدهها را در آزمون توضیح دهند و با این حال وقتی باید پشت تلفن بیدرنگ مخالفت کنند یا وقت ملاقات بگیرند، لنگ میمانند.
به اینها عصبی بودن، شرم و کمالگرایی هم اضافه میشود: شما نمیخواهید اشتباه کنید، خیلی منتظر میمانید، رشته کلام را از دست میدهید. دقیقاً به همین دلیل است که ما دیالوگها را با بازخورد در دوره تمرین میکنیم، نه به عنوان یک آزمون، بلکه به عنوان تمرینی تکرارپذیر تا زمانی که واکنشها روانتر شوند.